تبليغاتX
بی آینه؛به شیوه ی تقویم خوانی شیطان

بی آینه؛به شیوه ی تقویم خوانی شیطان

همه چیزوهیچ چیز

سرنوشت من

از آن روز به شاخ جن ها گره خورد

که در دهان معلم علوم

آرواره ی دایناسوری را کشف کردم

که میلیون ها سال پیش مرده بود

و دربرگه ی امتحان جغرافیا نوشتم:

استوا خطی است

که از نُخاع تو می گذرد.

+ نوشته شده در  87/02/20ساعت 14:53  توسط میثم مصباح  | 

صورتم سبزه است و

دلم در یا!

جزیره ی کوچکِ آبادی هستم

اگربخواهی

همین حوالی غرق شوی!

+ نوشته شده در  87/02/11ساعت 1:48  توسط میثم مصباح  | 

هزار بار

دست خودش را می بُرد

آفتاب

اگر تورا ببیند

در لباس نارنجی ات.

+ نوشته شده در  87/02/03ساعت 22:53  توسط میثم مصباح  |