تابستان خود را چگونه گذرانده اید؟
و یکسری از همین موضو عاتِ دم ِ دست.
معلم انشاء
حیوانِ گوش پهن ِ بالغی بود
که بر روی پیشانی اش
تصویری پیچیده از شاعری هندی
خالکوبی شده بود.
او یک روز از ما خواست
تا در خصوص زندگی مشاهیر
انشایی بنویسیم.
من که چیزی به ذهنم نمی رسید
کتاب تاریخ را برداشتم
و بر عکس ِ امیر، فین کردم.
بعد از آن ،
تابستان که چه عرض کنم
برای یک عمر
هی فیل است که از دماغم می افتد!
